
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ2/1/2006 يعني روزدوم کریسمس(و 12 دی 84) یه صبح برفی اما آفتابى و زيبا بيمارستان (دندريد استکهلم ) ساعت 9:45 صبح ، مهمونی که سالها منتطرش بودیم از راه رسید، يه فرشته ناز که شد سوگلي قلب مامان ، شد دنی دوردونه خونه .و 3سال بعدساعت 8:20 صبح روز 23 مهر 87 اما این بار ( مشهد ) ؛ دینای نازم اومد که شیرینی لحظه های ما رو دو چندان کرد .مینوی...
ادامه مطلب
یه چیزی سر زبونم گیرکرده خواستم پی نوشت عکس پست قبلی بگم خودش یه پست شد!!! تاامروز اینقدر به شباهت این دوتاوروجک دقت نکرده بودم!! همیشه شنیدم که این به تو رفته اون به باباش، اون به تو رفته این به باباش !! الان یه لحظه نگاه میکردم وای که چقددددر ررررر تو این عکس شبیه همین شما دوتا وروجک عاااااشقتونم...
ادامه مطلب